حمید نیکرو، پژوهشگر حوزه مطالعات جامعه شناسی سیاسی در یادداشتی نوشت: عقلانیت شیرازی را نمیتوان به ظهور چند چهره برجسته یا تولید متون فلسفی فروکاست. آنچه به این عقلانیت قوام و تداوم بخشید، شکلگیری نظمی اجتماعی ـ فرهنگی بود که در آن عقل، از سطح استعداد فردی فراتر رفت و به معیاری هنجاری در زیست علمی بدل شد. در این چارچوب، عقلانیت نه امری اتفاقی، بلکه محصول همپیوندی نهادهای آموزشی، سنتهای علمی و سازوکارهای بازتولید معرفت بود.
از قرن هشتم تا دهم هجری، شیراز بهمثابه میدانی پایدار برای فعالیتهای عقلی عمل کرد؛ میدانی که در آن، منزلت علمی بر پایه انضباط برهانی، تداوم آموزشی و مشروعیت نمادین تعریف میشد. مدارس، مساجد و محافل علمی، نقش واسط میان فرد و ساختار را ایفا میکردند و امکان میدادند عقل از سطح توان ذهنی اشخاص، به قاعدهای اجتماعی ارتقا یابد.









