منو

A+ A A-

نظریه حاشیه نگاری در مصاف با نظریه انفسی سازی

نظریه حاشیه نگاری در مصاف با نظریه انفسی سازی
(مقایسه رویکرد ملا عبدالله با رویکرد معنویت گرایان جدید در مواجه با متون کلاسیک)
احمد شاکرنژاد
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چکیده
معنویت‌گرایی جدید با شعار توجه به سلایق متنوع معنوی و همچنین با اهمیت‌بخشی به یافته‌های شخصی، زمینه را برای گسترش سبکی جدید از مکتوبات معنوی ایجاد کرد. این مکتوبات جدید تکه‌چسبانی از منابع مختلف دینی است که بدون توجه به سازگاری تعالیم در عرصه مبانی، صرفاً بر اساس سلایق شخصی و با هدف کارآمدی، راحتی و همچنین قابلیت در بر انگیختن احساسات معنوی در کنار یکدیگر چیده شدهاند. مقاله حاضر در صدد آن است که نشان دهد متون تولید شده توسط معنویت گرایان جدید مبتنی بر نظریه انفسی سازی حقیقت هستند و از این رو در مواجهه با متون کلاسیک به طور سلیقه ای و در تایید یافته های شخصی کلسیونی مسروقه تولید می کنند. این مقاله سعی خواهد کرد تا بر اساس نظریه «معنویت انفسی» از پاول هیلاس توضیح دهد که چرا در چند دهه اخیر آثار نگارشی در زمینه معنویت عمدتاً دست به چنین سرقتی از متون کلاسیک زدهاند و چرا اقبال عموم معنویت گرایان جدید به جای منابع اصیل و نظامند، معطوف به این نوع منابع انفسی و من عندی است. در انتهای بحث نیز سبک و رویکرد ملا عبدالله در مواجه با متون کلاسیک با سبک و رویکرد معنویت گرایان جدید مقایسه خواهد شد تا بر اساس سیره علمی ملا عبدالله وجوه غیراخلاقی نگارش مکتوبات معنوی جدید مشخص شود. یافته اصلی تحقیق حاضر نیز آن است که در سبک نگارش ملاعبدالله حاشیه نگاری یک نظریه ادبی است که با هدف جلا بخشی به ساختارهای متن و پرهیز از تحمیل نظر مولف به خدمت گرفته می شود، نظریه ای که مبتنی بر تقوای عملی است و در تضاد با انفسی سازی متن در معنویت گرایی جدید است که منجر به خوانش متون با کنار گذاشتن مولف و بر اساس سلایق فردی خواهد شد.
کلیدواژگان: ملاعبدالله، معنویت جدید، حاشیه نگاری، انفسی سازی، ادبیات پست مدرن